دسته بندي ها

جستجو

لينک هاي روزانه

جعبه پیام




امکانات


آرشيو

خبرنامه

آمار

آنلاین : 1
بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 5
بازدید هفته گذشته : 17
بازدید ماه گذشته : 132
بازدید سال گذشته : 2232
کل بازدید : 4923

لينک دوستان

بنگاهي معاملاتي از يك پير زن  كلاهبرداري مي كندو.....


 

                                              به نام خدا

                                              ((  هل من ناصر ينصرني  ))

  

خواهشمندم در صورت امكان  با دقت جريان پرونده اي  كه هم    اكنون  در جريان است را بخوانيدو در صورت امكان به سئوالاتي كه برايمان پيش امده جواب بدهيد (من قصد توهين و بي احترامي  به كسي را ندارم )

پرونده اي است كه يك پير زن به همراه پسر خود   خانه اي را  در     تاريخ 1382شمسي مي خرد و  مبلغ   قيمت  خانه  را  كه  يك  ميليون  و  دويست هزلزتومن است را در سه قسط قرار است كه بدهد .  قسط   اول كه  چار  صد هزار تومن است  را به صاحب خانه ميدهد و قولنامه   توسط   صاحب   خانه و بنگاهي و شاگرد او و برادر شوهر صاحب خانه امضاء ميشود .و قسط دوم را چون  صاحب خانه را پيدا نمي كند به بنگاهي مي دهد  و قولنامه   توسط بنگاهي و شاگرد او امضاء مي شود( دليل اينكه صاحب خانه را پيدا نمي كند چيست؟) 1  موعد قسط سوم پيرزن مي خواهد پول باقي مانده را بدهد و خانه را تحويل بگيرد . صاحب خانه در بنگاه حضور پيدا نمي كند چون خانه كه در ان زندگي مي كند به گفته بنگاهي دور است(توضيح )2  بنگاهي  به    پيرزن مي گويد كه شما پول را به من بده پير زن مي گويد كه اگر خانه مال من است پس شما خانه را اجاره بده پول رهن را بجاي   پول   باقي   مانده   خانه  كه چهارصد هزار تومن است را از مستا جر بگير   و قولنامه اصلي  را  به  من بده . قرار مي شود بنگاهي پير زن را خبر دهد تا پير زن براي تحويل  گرفتن گولنامه اصلي و اجاره خانه مراجعه كند ولي خبري نمي شود  و وقتي پير زن به بنگاهي مراجعه مي كند  بنگاهي از او   گولنامه اي  را  كه   يكبرگ    ان  دست  پير زن  بو د  را  از  او   مي خواهد و پير زن كپي ان قولنامه   را به او مي دهد و بنگاهي قولنامه را پاره مي كند و مي گويد بلند شو برو و ديگر اين طرفها پيدايت نشود پير زن مي گويد خانه مرا تحويل بده بنگاهي مي گويد  شما  ديگر  مدركي نداريد كه نشان بدهد كه خانه را خريده ايد و  خلاصه  پير زن براي پيدا كردن صاحب خانه  ان  منطقه  را  پرس و جو  مي  كند و  پيدا نمي كند  بنگاهي  از  فرصت  استفاده كرده و خانه را با  جعل  سند  به  كسي  ديگر   مي فروشد .

پير زن بعد از جستجوي  زياد  از  بنگاهي  شكايت  مي كند .  ابلاغيه    براي بنگاهي صادر مي شود جلب  براي بنگاهي صادر مي شود حالا بنگاهي مخفي شده پير زن براي يافتن بنگاهي ان منطقه را جستجو  مي كند چون از  طرف دادگاه به او ابلاغ شده كه بايد بنگاهي را پيدا كند .

قاضي پرونده پيرزن را براي انگشت نگاري  در  مورد  سندي  را  كه   اقاي  بنگاهي جعل كرده  است به  انگشت  نگاري مي فرستد و  كارشناس  با نامه اي به دادگاه خبر مي دهد كه امضاء جعلي است و  پير  زن  اين  قولنامه  را امضاء  نكرده است.

شكايت اين پرونده از سال 1387 ال 1392 كيفري كه به علت متواري بودن بنگاهي به نتيجه نرسيده و از سال 1393 بصورت حقوقي مدني شكايت ادامه پيدا كرده و اكنون در جريان است.

هم اكنون در ان خانه خريدار دوم مي نشيند كه ان خانه با قولنامه جعلي به او فروخته شده است .

 

 1–ايا با قولنامه جعلي مي توان خانه اي را فروخت؟

 2- چرا شاهدان قولنامه جعلي به دادگاه فرا خوانده نشدند و در مورد   امضاء قولنامه از انها سئوال نشد ؟

3 ايا بايد پير زن به دنبال محكوم ( بنگاهي )بگردد يا ما مور قانون ؟

4 – ايا پير زن براي اوردن شاهدان قولنامه جعلي بايد ان منطقه را جستجو كند و يا مامور قانون ؟

5 – ايا اقاي قاضي از جعلي بودن قولنامه اي  كه  اقاي  بنگاهي  به خريدار دوم داده خبر دارد يا نه ؟

6- چرا قولنامه دومي كه در دست خريدار دوم  است  اعتبار دارد  ولي  قولنامه   اولي  كه در  دست  پير زن   است اعتبار ندارد؟

7-ايا اگر كسي خانه اي را بخرد و در ان خانه وارد نشود و خانه  را خالي بگذارد كس ديگري  كه كليد ان خانه در دست او است مي تواند ان خانه را بفروشد ؟

8- تصميم قانون در مورد شاهدان قولنامه جعلي چيست ؟

9- چرا صاحب خانه اصلي قبل از گرفتن قسط سوم خانه را خالي كرده است ؟

10- دليل اينكه بنگاهي در مشاور املاك خود حاضر نمي شده تا جواب سئوال پير زن را بدهد چيست ؟

11- اين پرونده به دليل پيدا نكردن مكان بنگاهي  هنوز بجائي نرسيده است ؟

12-آيا قولنامه اي كه در دست پير زن است از درجه اعتبار ساقط شده و قولنامه  اي كه در دست صاحب خانه فعلي است و با استفاده از قولنامه جعلي بنگاهي درست شده اعتبار دارد .؟

13 آ يا اگر هر بنگاهي منزل صاحب خانه اي را  با اجازه صاحب خانه به كسي بفروشد مي تواند  دوباره همان خانه را بدون اجازه صاحب خانه اصلي يا دومي  به كسي ديگر  يعني خريدار سوم بفروشد  - حكم  قانون حكومت اسلامي  در مورد اين بنگاهي چيست ؟

14 – چرا صاحب خانه اصلي بدون اطلاع  خانه مورد معاوله را خالي كرده و ازان خانه رفته است ؟

15- به گفته پير زن صاحب خانه اصلي را پيدا كرده و دليل خالي كردن خانه را از او پرسيده و صاحب خانه به او گفته كه بنگاهي مرا ترساند و گفت كه پير زن ديوانه شده و مي خواهد خانه را پس  بدهد  و    به همين دليل من از انجا رفتم و كليد را به بنگاهي دادم تا مبلغ قسط را از پير زن گرفته و خانه را تحويل بدهد  .

=اقای الف در محل خانه مورد معامله حضور پیدا کرده وبه صاحب جدید خانه  گفته که شما نگران نباشید پیر زن نمی تواند کاری بکند او. نمی تواند خانه را از من بگیرد.   با توجه به گفته های اقای الف  ایا باید باور کنیم حرفهایی که زده درست است و پیر زن هرچه قدر هم تلاش کند نمی تواند حق خود را بگیرد  ایا وقتی پیر زن با انهمه تلاش وقتی نتوانسته حق خود را بگیرد باید گفته های اقای الف را قبول کند یا اینکه قانون عدالت اسلامی حق پیر زن را از اقای الف خواهد گرفت؟

 

 

 

الف متهم است به (جعل امضاء  - فروش مال غیر  - فوش دادن به پدر و مادر پیرزن - خیانت در امانت).

 

توجه : در مورد اجازه نامه کسب مشاور املاک اقای الف پرسیدیم گفتند باطل کرده اند ولی بعدا فهمیدیم با همان کسب پروانه در جای دیگری مشغول بکار است و راستی چطور اجازه داده می شود با یک اجازه نامه یک مشاور املاک چندین شعبه مشاور املاک در چندین نقطه بر قرار کند و مشغول کسب و کار باشد؟

 

1-   الان هفت سال است که این مادر پیر که اشنایی زیادی به قانون ندارد و کم سواد است به دنبال گرفتن خانه خود از اقای الف  هفت سال زندگی خود را صرف کرده است و خانه ای اجاره کرده و در ان زندگی می کند در حقیقت وقتی به اداره ای رجوع می کند و جواب درست حسابی نمی دهند دیگر این زندگی نیست .

 

2-  او با اول که گفتند خانه جزو اراضی ملی است به علت  شدت ناراحتی عصبی به بیماری عضلانی مبتلا شد که الحمد ل.. شفا یافت

 

3-  در دو نوبت پیر زن نتوانسته در دادگاه حاضر شود که به علت بیماری بوده و تهدیدجانی  از طرف اقای الف که در شکایات نوشته نشده است

 

4- چطور بارها اقای الف در دادگاه حاضر نمی شو.د حکم غیابی صادر نمی شود ولی وقتی پیر زن نمی تواند در دادگاه حاضر شود با ید عوذر موجه داشته باشد .

 

5-  چطور است که پیر زن در سرمای شدید باید در دادگاه حاضر شود ولی اقای الف می تواند در همان روز در دادگاه حضور پیدا نکند و قانون با او هیچ کاری نداشته باشد

 

6-  چرا وقتی معلوم شد سندی را که اقای الف مبنی برایکه خانه را از پیر زن خریده جعلی است قاتون نسبت به مهر و پلمپ خانه اقدام نکرد ه است .

 

7-   وقتی اتحادیه به پیر زن گفته که پروانه کسب اقای الف را باطل کرده پس چطور اقای الف باز هم با همان اجازه نامه کسب یا پروانه اقدام به دایر مشاور املاک در جای دیگری  کرده است و اصلا چرا قانون اجازه می دهد که با یک پروانه کسب اقای الف بتواند در چندین جا بنگاه مشاور املاک دایر کند ؟

 

+ایا اینکارها باعث نمی شود انسان سکته کند یا اعتماد خود را نسبت به قانون و مسئولان از دست بدهد .

 

صاحب خانه اصلي در دادگاه   شعبه  (000) مداركي را در پيش اقاي قاضي محترم شعبه (..)   امضائ  كرده  و توضيح داده كه من خانه را به پير زن فروخته ام . همسايه ها هم از فروخته شدن خانه به پير زن خبر دارند .

توضيحات :

1-  بنگاهي به صاحب خانه اصلي گفته كه پير زني كه خانه شما را خريده ديوانه شده و حواس درست و حسابي ندارد و ممكن است كه خانه را پس بدهد و پول خود را پس بگيرد !

2-  پس صاحب خانه اصلي  در نقطه كمي دورتر خانه اي را اجاره مي كند ولي به هيچ يك از همسايه ها خبر نمي دهد كه من در فلان ادرس زندگي مي كنم چون مي ترسيد پير زن او را پيدا كرده و خانه را پس بدهد .

((اكنون دادگاه بدون توجه به قولنامه  جعلي  بنگاهي   راي  داده  چون اخرين خريدار بعد از خريد  خانه را تصرف كرده و پير زن از زمان خريد  خانه  در ان  تصرفي  نداشته  پس  خانه  از   ان  اخرين  خريدار مي باشد  )).

( دليل  تصرف خانه به اين دليل بوده كه تا صاحب خانه  مستقيما به كسي اجازه ورود در مكان شخصي( خانه خود) را ندهد هيچ كس نمي تواند در ان خانه وارد شود پير زن به قانون احترام گذاشته و تا سند خانه را  به عنوان صاحب خانه نگرفته داخل ان خانه نشده و قانون هم خوب پاداشي به او داده و گفته كه چون تصرفي داخل خانه نداشته خانه از ان پير زن نيست .

 

  

                                                                                                

 

 

 

 

 

برچسب‌ها:
نوشته شده در جمعه 16 13 ساعت 0:0 توسط : هاشم | دسته : | 200 بازدید
  • []

  • سلام

    از اينكه وبلاگ مرا انتخاب كرديد خوشحالم اميدوارم نظرات شما در اينده نزديك در مورد پرونده ها ما را هم در پيشبرد  تحقيقي  راهنمايي كند .

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در پنجشنبه 15 13 ساعت 23:49 توسط : هاشم | دسته : | 228 بازدید
  • []

  •  نام خدا
    حضرت صاحب الزمان ( عج) می فرمایند :
    (ما  به  احوال  شما آگاهیم  و هیچ  چیز از اوضاع  شما  بر ما پوشیده  نیست .) 
    پیرزنی مالباخته از شما آقایان قضات  محترم کمک فکری می خواهد .                                              ((  هل من ناصر ينصرني  ))
    بخوانيد تا در روز قيامت نگوييد (خبر نداشتم يا نميدانستم) .
       سلام عليكم " احتراما
    خواهشمندم در صورت امكان  با دقت جريان پرونده اي  كه هم    اكنون  در جريان است را بخوانيدو در صورت امكان به سئوالاتي كه برايمان پيش امده جواب بدهيد (من قصد توهين و بي احترامي  به كسي را ندارم )وهمچنین نمی توانم چشمان اشکبار پیرزن را تحمل کنم به قانون احترام می گذارم و از شما کمک می خواهم .
    پرونده اي است كه يك پير زن به همراه پسر خود   خانه اي را  در     تاريخ 1382شمسي مي خرد و  مبلغ   قيمت  خانه  را  كه  يك  ميليون  و  دويست هزلزتومن است را در سه قسط قرار است كه بدهد .  قسط   اول كه  چار  صد هزار تومن است  را به صاحب خانه ميدهد و قولنامه   توسط   صاحب   خانه و بنگاهي و شاگرد او و برادر شوهر صاحب خانه امضاء ميشود .و قسط دوم را چون  صاحب خانه را پيدا نمي كند به بنگاهي مي دهد  و قولنامه   توسط بنگاهي و شاگرد او امضاء مي شود( دليل اينكه صاحب خانه را پيدا نمي كند چيست؟) 1  موعد قسط سوم پيرزن مي خواهد پول باقي مانده را بدهد و خانه را تحويل بگيرد . صاحب خانه در بنگاه حضور پيدا نمي كند چون خانه كه در ان زندگي مي كند به گفته بنگاهي دور است(توضيح )2  بنگاهي  به    پيرزن مي گويد كه شما پول را به من بده پير زن مي گويد كه اگر خانه مال من است پس شما خانه را اجاره بده پول رهن را بجاي   پول   باقي   مانده   خانه  كه چهارصد هزار تومن است را از مستا جر بگير   و قولنامه اصلي  را  به  من بده . قرار مي شود بنگاهي پير زن را خبر دهد تا پير زن براي تحويل  گرفتن گولنامه اصلي و اجاره خانه مراجعه كند ولي خبري نمي شود  و وقتي پير زن به بنگاهي مراجعه مي كند  بنگاهي از او   گولنامه اي  را  كه   يكبرگ    ان  دست  پير زن  بو د  را  از  او   مي خواهد و پير زن كپي ان قولنامه   را به او مي دهد و بنگاهي قولنامه را پاره مي كند و مي گويد بلند شو برو و ديگر اين طرفها پيدايت نشود پير زن مي گويد خانه مرا تحويل بده بنگاهي مي گويد  شما  ديگر  مدركي نداريد كه نشان بدهد كه خانه را خريده ايد و  خلاصه  پير زن براي پيدا كردن صاحب خانه  ان  منطقه  را  پرس و جو  مي  كند و  پيدا نمي كند  بنگاهي  از  فرصت  استفاده كرده و خانه را با  جعل  سند  به  كسي  ديگر   مي فروشد .
    پير زن بعد از جستجوي  زياد  از  بنگاهي  شكايت  مي كند .  ابلاغيه    براي بنگاهي صادر مي شود جلب  براي بنگاهي صادر مي شود حالا بنگاهي مخفي شده پير زن براي يافتن بنگاهي ان منطقه را جستجو  مي كند چون از  طرف دادگاه به او ابلاغ شده كه بايد بنگاهي را پيدا كند .
    قاضي پرونده پيرزن را براي انگشت نگاري  در  مورد  سندي  را  كه   اقاي  بنگاهي جعل كرده  است به  انگشت  نگاري مي فرستد و  كارشناس  با نامه اي به دادگاه خبر مي دهد كه امضاء جعلي است و  پير  زن  اين  قولنامه  را امضاء  نكرده است.
    شكايت اين پرونده از سال 1387 ال 1392 كيفري كه به علت متواري بودن بنگاهي به نتيجه نرسيده و از سال 1393 بصورت حقوقي مدني شكايت ادامه پيدا كرده و اكنون در جريان است.
    هم اكنون در ان خانه خريدار دوم مي نشيند كه ان خانه با قولنامه جعلي به او فروخته شده است .
    = دادگاه از نظر کارشناس و همچنین از فرم صورت جلسه  خبر دارد !
    چرا حکم باطل شدن قولنامه جعلی را نداده و پیرزن را به اداره اراضی ملی فرستاده است ، که این حکم باعث شده پیرزن به بیماری اعصاب دچار شود .

     1–ايا با قولنامه جعلي مي توان خانه اي را فروخت؟
     2- چرا شاهدان قولنامه جعلي به دادگاه فرا خوانده نشدند و در مورد   امضاء قولنامه از انها سئوال نشد ؟
    3 ايا بايد پير زن به دنبال محكوم ( بنگاهي )بگردد يا ما مور قانون ؟
    4 – ايا پير زن براي اوردن شاهدان قولنامه جعلي بايد ان منطقه را جستجو كند و يا مامور قانون ؟
    5 – ايا اقاي قاضي از جعلي بودن قولنامه اي  كه  اقاي  بنگاهي  به خريدار دوم داده خبر دارد يا نه ؟
    6- چرا قولنامه دومي كه در دست خريدار دوم  است  اعتبار دارد  ولي  قولنامه   اولي  كه در  دست  پير زن   است اعتبار ندارد؟
    7-ايا اگر كسي خانه اي را بخرد و در ان خانه وارد نشود و خانه  را خالي بگذارد كس ديگري  كه كليد ان خانه در دست او است مي تواند ان خانه را بفروشد ؟( یعنی خانه ای را که بصورت امانت به کسی سپرده شده – انکس خانه را بدون اطلاع صاحب خانه بفروشد .
    اگر اینطور باشد دیگر نمی توان خانه را موقع مسافرت به کسی سپرد )
    8- تصميم قانون در مورد شاهدان قولنامه جعلي چيست ؟
    9- چرا صاحب خانه اصلي قبل از گرفتن قسط سوم خانه را خالي كرده است ؟
    10- دليل اينكه بنگاهي در مشاور املاك خود حاضر نمي شده تا جواب سئوال پير زن را بدهد چيست ؟
    11- اين پرونده به دليل پيدا نكردن مكان بنگاهي  هنوز بجائي نرسيده است ؟
    12-آيا قولنامه اي كه در دست پير زن است از درجه اعتبار ساقط شده و قولنامه  اي كه در دست صاحب خانه فعلي است و با استفاده از قولنامه جعلي بنگاهي درست شده اعتبار دارد .؟
    13 آ يا اگر هر بنگاهي منزل صاحب خانه اي را  با اجازه صاحب خانه به كسي بفروشد مي تواند  دوباره همان خانه را بدون اجازه صاحب خانه اصلي يا دومي  به كسي ديگر  يعني خريدار سوم بفروشد  - حكم  قانون حكومت اسلامي  در مورد اين بنگاهي چيست ؟
    14 – چرا صاحب خانه اصلي بدون اطلاع  خانه مورد معاوله را خالي كرده و ازان خانه رفته است ؟
    15- به گفته پير زن صاحب خانه اصلي را پيدا كرده و دليل خالي كردن خانه را از او پرسيده و صاحب خانه به او گفته كه بنگاهي مرا ترساند و گفت كه پير زن ديوانه شده و مي خواهد خانه را پس  بدهد  و    به همين دليل من از انجا رفتم و كليد را به بنگاهي دادم تا مبلغ قسط را از پير زن گرفته و خانه را تحويل بدهد  .
    =این گفته های صاحب خانه اصلی  سندیت دارد و در دادگاه است .
    =اقای الف در محل خانه مورد معامله حضور پیدا کرده وبه صاحب جدید خانه  گفته که شما نگران نباشید پیر زن نمی تواند کاری بکند او. نمی تواند خانه را از من بگیرد.   با توجه به گفته های اقای الف  ایا باید باور کنیم حرفهایی که زده درست است و پیر زن هرچه قدر هم تلاش کند نمی تواند حق خود را بگیرد  ایا وقتی پیر زن با انهمه تلاش وقتی نتوانسته حق خود را بگیرد باید گفته های اقای الف را قبول کند یا اینکه قانون عدالت اسلامی حق پیر زن را از اقای الف خواهد گرفت؟

    ((از مبلغ باقیمانده پول خانه مورد معامله دقیقا چهارصد هزار تومن باقی مانده است که باید پیر زن این مبلغ را به خانم ن می داد که قرار شده بنگاهی با اجاره دادن خانه پول رهن 400 تومن را بجاتی پول باقیمانده بردارد )).

    الف متهم است به (جعل امضاء  - فروش مال غیر  - فوش دادن به پدر و مادر پیرزن - خیانت در امانت).

    توجه : در مورد اجازه نامه کسب مشاور املاک اقای الف پرسیدیم گفتند باطل کرده اند ولی بعدا فهمیدیم با همان کسب پروانه در جای دیگری مشغول بکار است و راستی چطور اجازه داده می شود با یک اجازه نامه یک مشاور املاک چندین شعبه مشاور املاک در چندین نقطه بر قرار کند و مشغول کسب و کار باشد؟
    1-   الان هفت سال است که این مادر پیر که اشنایی زیادی به قانون ندارد و کم سواد است به دنبال گرفتن خانه خود از اقای الف  هفت سال زندگی خود را صرف کرده است و خانه ای اجاره کرده و در ان زندگی می کند در حقیقت وقتی به اداره ای رجوع می کند و جواب درست حسابی نمی دهند دیگر این زندگی نیست .

    2-  او با اول که گفتند خانه جزو اراضی ملی است به علت  شدت ناراحتی عصبی به بیماری عضلانی مبتلا شد که الحمد ل.. شفا یافت

    3-  در دو نوبت پیر زن نتوانسته در دادگاه حاضر شود که به علت بیماری بوده و تهدیدجانی  از طرف اقای الف که در شکایات نوشته نشده است

    4- چطور بارها اقای الف در دادگاه حاضر نمی شو.د حکم غیابی صادر نمی شود ولی وقتی پیر زن نمی تواند در دادگاه حاضر شود با ید عوذر موجه داشته باشد .

    5-  چطور است که پیر زن در سرمای شدید باید در دادگاه حاضر شود ولی اقای الف می تواند در همان روز در دادگاه حضور پیدا نکند و قانون با او هیچ کاری نداشته باشد

    6-  چرا وقتی معلوم شد سندی را که اقای الف مبنی برایکه خانه را از پیر زن خریده جعلی است قاتون نسبت به مهر و پلمپ خانه اقدام نکرد ه است .

    7-   وقتی اتحادیه به پیر زن گفته که پروانه کسب اقای الف را باطل کرده پس چطور اقای الف باز هم با همان اجازه نامه کسب یا پروانه اقدام به دایر مشاور املاک در جای دیگری  کرده است و اصلا چرا قانون اجازه می دهد که با یک پروانه کسب اقای الف بتواند در چندین جا بنگاه مشاور املاک دایر کند ؟

    +ایا اینکارها باعث نمی شود انسان سکته کند یا اعتماد خود را نسبت به قانون و مسئولان از دست بدهد .

    صاحب خانه اصلي در دادگاه   شعبه  () مداركي را در پيش اقاي قاضي محترم شعبه (..)   امضائ  كرده  و توضيح داده كه من خانه را به پير زن فروخته ام . همسايه ها هم از فروخته شدن خانه به پير زن خبر دارند .
    توضيحات :
    1-    بنگاهي به صاحب خانه اصلي گفته كه پير زني كه خانه شما را خريده ديوانه شده و حواس درست و حسابي ندارد و ممكن است كه خانه را پس بدهد و پول خود را پس بگيرد !
    2-    پس صاحب خانه اصلي  در نقطه كمي دورتر خانه اي را اجاره مي كند ولي به هيچ يك از همسايه ها خبر نمي دهد كه من در فلان ادرس زندگي مي كنم چون مي ترسيد پير زن او را پيدا كرده و خانه را پس بدهد .
    ((اكنون دادگاه بدون توجه به قولنامه  جعلي  بنگاهي   راي  داده  چون اخرين خريدار بعد از خريد  خانه را تصرف كرده و پير زن از زمان خريد  خانه  در ان  تصرفي  نداشته  پس  خانه  از   ان  اخرين  خريدار مي باشد  )).
    ( این پرونده باید باز خوانی شود  با توجه به اشکهای مادری که اگر مادر خود ماهم بو د با او این چنین رفتار می کردیم)
           ( چرا به سندی که مشاور املاکی جعل کرده توجه نمی شود .)
           ( با توجه به رای دادگاه این مادر باید خانه مورد معامله را تصرف می کرد ولی این مادر بنا به گفته خویش چون سند اصلی را دریافت نکرده بود ملک را تصرف نکرده است . چرا ؟
     چون صاحب خانه اصلی نیست. چرا؟
     چون مشاور املاکی او را از اینکه پیرزن خانه را پس بدهد ترسانده بود / چرا بنگاهی در طول پرونده وقتی دادگاه وقت حضور در دادگاه را ابلاغ کرده بود حاضر نشده ( دلیل این بود که پرونده طول بکشد و بتواند خانه را با سند جعلی که خود درست کرده بود را به نفر دوم بفروشد و با توجه به این که پیر زن خانه را تصرف نکرده پس نقشه مشاور املاک به خوبی پیش می رود و اخر هم همان چیزی شد که مشاور املاک می خواست / تلاش او بی نتیجه نماند و توانست با جعل سند و فروش خانه مورد معامله انهم در زمانی که همین خانه در دادگاه پرونده شکایت داشت ).                                                                                                     -    چرا پیر زن را به اداره اراضی ملی فرستاده اند ؟
    -    آیا خانه جزو اراضی ملی است چرا پلمپ نشده ؟
    - چرا وقتی این خانه مورد معامله در دادگاه پرونده  در حال بررسی دارد خانه پلمپ نشده تا بنگاهی نتواند از فرصت استفاده کرده و با در نظر گرفتن غفلت( دادگاه و پیرزن ) خانه را  با جعل سند  به دیگری بفروشد؟.
    - چرا به جعلی بودن قولنامه بنگاهی توجه نکرده اند ؟
    با تشكر از شما که توانستید سیل اشک را بر چشمان و صورت  پیر زن جاری سازید.
    افرین بر شما ؟
    - چگونه می توانید با راحت خیال  و  وجدانی آسوده  در خانه خود زندگی کنید در حالی که این پیر زن با بافتن قالی درشب وروز توانسته بود این خانه را بخرد که با کلاهبرداری بنگاهی ان را از دست می دهد .
    حرف اخر نتیجه = بنگاهی به پیر زن خوب گفت:به چه کسی می خواهی شکایت کنی کدام دولت ، کدام قانون ،تو نمی توانی این خانه را از من بگیری .

    بدانیدکه 8 سال این پیر زن بدنبال گرفتن حق خود راه پیموده و نتیجه این شده ما همین مدت را در قیامت خواهیم پیمود ؟
    ------------------------------------------
    ماده ۲۲۴ – می‌توان کسی را که خط یا مهر یا امضا یا اثر انگشت منعکس در سند به او نسبت داده شده است، اگردر حال حیات باشد، برای‌استکتاب یا اخذ اثر انگشت یا تصدیق مهر دعوت نمود. عدم حضور یا امتناع او از کتابت یا زدن انگشت یا تصدیق مهر می‌تواند قرینه صحت سند تلقی‌شود.
    در این مورد چرا پیرزن را برای اثر انگشت به کارشناس فرستادند ولی از بنگاهی نخواستند که به کارشناس مراجعه کند و همچنین از شاهدان سند جعلی هیچ سئوالی نشد .
    -------------------------------------------
    رای دادگاه اول با توجه به مواد قانون:
    ماده 158 - دعوای تصرف عدوانی عبارتست از:
    ‌ادعای متصرف سابق مبنی براین كه دیگری بدون رضایت او مال غیرمنقول را از تصرف وی خارج كرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال‌درخواست می‌نماید.
    ماده 161 - در دعاوی تصرف عدوانی، ممانعت از حق و مزاحمت، خواهان باید ثابت نماید كه موضوع دعوا حسب مورد، قبل از خارج شدن‌ملك از تصرف وی و یا قبل از ممانعت و یا مزاحمت در تصرف و یا مورد استفاده او بوده و بدون رضایت او و یا به غیر وسیله قانونی از تصرف وی‌خارج شده است.
    پیر زن به دلیل  اینکه وقتی به بنگاهی مراجعه کرده و بنگاهی قولنامه (کپی) را پاره کرده چنانچه جریان را در متن بالا نوشته ام  به بنگاهی سپرده که خانه را اجاره بدهد و کلید خانه را نیز به بنگاهی سپرده است ( ایا قانون به این توجه نمی کند که بنگاهی امامنت را بفروش رسانده است  انهم با جعل سند ) ، ایا قانون باید به این موارد توجه نکرده و رای را به طرفین بنگاهی که ( در دادنامه دادگاه هم ذکر شده که ایشان مجهوالمکان می باشد – دلیل اینکه اقای بنگاهی در دادگاه حاضر نمی شود چیست  چرا از انزمان که پیر زن را از بنگاهی بیرون انداخت تا بحال در هیچ یک از نوبت های دادگاه حاضر نشده است ) .
    ضمنا ==================================
    ماده 8 - هیچ مقام رسمی یا سازمان یا اداره دولتی نمی‌تواند حكم دادگاه را تغییر دهد و یا از اجرای آن جلوگیری كند مگر دادگاهی كه حكم‌صادرنموده و یا مرجع بالاتر، آنهم در مواردی كه قانون معین نموده باشد.
    اگر وکلا طرفین خبر داشته باشند که سندی هست که نشانم می دهد که قولنامه بنگاهی جعلی است و دادگاه را از ان باخبر نکنند حکم چیست ( چه وکیل طرف حقذ یا ناحق )
    ماده 358 - چنانچه دادگاه تجدیدنظر ادعای تجدیدنظرخواه را موجه تشخیص دهد، رأی دادگاه بدوی را نقض و رأی مقتضی صادر می‌نماید.‌درغیر این‌صورت با رد درخواست و تأیید رأی، پرونده را به‌دادگاه بدوی اعاده خواهد كرد.
    ‌ماده ۳۱۸ – پس از صدور دستور موقت در صورتی‌که از قبل اقامه دعوا نشده باشد، درخواست‌کننده باید حداکثر ظرف بیست روز از تاریخ صدور‌دستور، به منظور اثبات دعوای خود به دادگاه صالح مراجعه و دادخواست خود را تقدیم و گواهی آن را به دادگاهی که دستور موقت صادر کرده تسلیم‌نماید. در غیر این‌صورت دادگاه صادرکننده دستور موقت به درخواست طرف، از آن رفع اثر خواهد کرد.
    وقتی دادگاه از پیرزن خواست تا دلیل و سند جدیدی به دادگاه ارائه نماید .
    پیر زن برای اوردن سند کارشناس و فرم صورت مجلس به بایگانی مراجعه کرده که در  قسمت بایگانی وی را معطل کرده اند و هر بار مراجعه کرده گفته اند پیدا نکردیم و وقط مقرر قاضی به اتمام رسیده است و حکم صادر شده است پس دلیل نرسیدن مدارک  قسمت بایگانی بوده است .
                            با تشکر غریبی در وطن

    برچسب‌ها:
    نوشته شده در سه شنبه 24 فروردين 1395 ساعت 14:55 توسط : هاشم | دسته : | 221 بازدید
  • []


  • صفحه قبل 1 صفحه بعد
    سفارش تبليغات
    میکروتیک | فرش کاشان | آژانس هواپیمايی | طراحی بنر | اجاره منزل مبله | آموزش بازاریابی | میز کانتر | گیت کنترل تردد | اجاره سوئيت در شيراز | نوبت دهی پزشکان شیراز | پاپ آپ نمایشگاهی | دکتر نوروزیان | ثبت برند | منزل مبله شیراز | ثبت شرکت | منزل مبله | محمد دبیری
    X
    تبليغات